به پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران

در صبحگاه نظامی  وقتی پرچم  ایران برافراشته  میشود  سفیدی گردنها  نمایان میشود.

و خاطر فرمانده را جمع میکنندکه... به پایداری نظامی جمهوری اسلامی ایران پیش مرگ میشوند .

آنکه لباس نظامی به تن میکند تا آخر خط باید نظامی باشد ...و آن که تا آخر نظامی میماند  عمل به  حکم فرمانده کرده ...وگرنه  از هر جا که ببری و فرمانده را تنها بگذاری بقیه اش حبط میشود ...اصلا مثل سربازی میماند. اگر از 24 ماه 23 ماهش را بروی ولو سرباز نمونه هم که باشی  ماه آخر را که نروی میشوی سرباز فراری...سربازی که لباس نظامی را در آورد و  بهانه کند که  امر به تکلیف او رابه این کار وا داشته برای فرمانده قانع کننده نیست .حالا چه برسدبه اینکه برای فرمانده مورد اعتماد بوده و امر به ماندنش کرده باشد.

و این برای سردار سید مجتبی ، آنکه سن و سالی را گذرانده هم، قانع کننده نیست... کسی که  برای نماندنش هم امر فرمانده را داشت باز هم ماند... وگرنه سردار  زودتر از خیلی ها ، اصلا اول تر از همه ، امام  خمینی ره  این درجه را بر دوشش نهاد و الحق هم که شانه خالی نکرد .فرمانده یگان ویژه پاسدارنی که با دست شکسته اش هم جلوی فتنه گران ایستاد ... یادمان باشد اگر آنها نبودند ...؟؟

یاد و خاطره شهدای مظلوم جهاد با فتنه ۸۸ گرامی...

 این که میگویم مظلوم نه این که دشمن ظلم کرد نه ... بگذریم ... امر به فرمانده بود هر که هرچه میخواهد بگوید.

 

کجا رفتی ای آبروی دو عالم؟

+ دانلود آهنگ شعر با صدای محمد اصفهانی

"فرصت شمار صحبت ،کز این دو راه منزل چون بگذریم دیگر ، نتوان به هم رسیدن"

"فرصت بدرود"

دل آسمان خون چکان شد از این غم
زمین یک سر آتش فشان شد از این غم
 نه فرصت که پیراهن تو ببویم
نه مرهم که بر دل گذارم
 نه مهلت که در ماتم تو بمویم
نه رخصت که شیون برآرم

 ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون
ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون
 مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را

کجا رفتی ای آبروی دو عالم ؟
نگین سلیمان به حلقه خاتم
پس از تو خدا را چه چاره کنم؟
 ز زخم تن تو به ریگ بیابان ،
ز داغ دل خود به آتش سوزان 

زغم شکوه با سنگ خاره کنم

تو با رفتنت با رخی گلگون

من و تا قیامت دلی پرخون
 مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را

شاعر :زنده یاد قیصر امین پور

صلی الله علیک یا رسول الله

 

ــ عادتش به زخم زبون زدنه !

 واسه همین جوابی نمیدادمش

دید زبونش به خودم زخم نمیزنه شروع کرد از پدرم گفتن !

اونم دروغ ! تهمت !جوابش رو دادم. اونم درست! حسابی ...

 رفته بود گفته بود فاطمه زبونش درازه !

خودم که هیچ ! پدر و مادرمم به فدات یا رسول الله

ما در مقابل توهین به پدرمون کوتاه نمیاییم ، حتی اگر بهمون بگن وحشی،خشن!

 

ــ عرب و عجم ، شیعه و سنی ، ترک و فارس ، سیاه و سفید در توهین به پدرشان به خشم می آیند و این اثر مکتب اسلام است. یعنی حقیقت توحید و حقیقت اسلام در مکتب پیامبر (ص) است.

 حتی مکتب ایران و ایرانی آن جا که خاصاٌ اسلامی است در دنیا حرفی برای گفتن دارد و به طور چشمگیر مطرح میشود!  وگرنه از مکتب ایرانی به طور عام ، برداشت های متفاوتی میتوان کرد .

ایرانی میتواند امیر کبیر و  شیخ فضل الله نوری و حضرت امام خمینی(ره) باشد  و نیز میتواند خسرو پرویز وسلطان  محمد خوارزمشاه و حتی سید علی محمد شیرازی( باب )هم باشد!

حکایت این که میگوییم مرگ بر  آمریکا نیز همین است !

یعنی مرگ بر باطن آمریکای استعماری و استکباری و نه آمریکا به طور عام !

یعنی مرگ بر آن باور های غیر انسانی آمریکایی که برای تداو م سلطه گری اش لازم میداند مقدس ترین فرد در باورمیلیونها  انسان را اینگونه مورد توهین قرار دهد  !

و البته ، آنها هم اگر میخواهند ایران نباشد نیز دلیلش همین است ... همین که  وقتی موج انقلاب اسلامی ایران به کشورهای دیگر کشیده میشود دیگر کاری ندارند به ایران . وجه اشتراکمان را یعنی اسلام ، یعنی پیامبر اعظم (ص) را  مورد توهین و اهانت قرار میدهند !

 

ــ یک دور تسبیح "مرگ بر امریکا " گفتن شهید باکری  نیز دلیلش همین است  

یعنی اللهم العن ظالم ظلم حق محمد و آل محمد...

یعنی انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة....

ضماد

کم حرف شده ام و کمتر نیز مینویسم . در حالی که بسیار حرف نا گفته دارم برای گفتن و بیش از پیش با تمام مشغله ایی که دارم تا دیر وقت  مینویسم. ولی به ثبت نمیرسانمشان تا ادب آموزم از بی ادب، که هر حرف و سخنی که از سر من بیرون میاید قرار نیست ثبت شود و یا با شناسه ایی بهتر ،ثبت شوم . در دنیایی که خاله زنک ها برای اغنای خویشتن و اغوای دیگران از آنچه که هستند حاضرند تن به بدتر از زنا دهند تا منکری صغیره را نهی کنند آدم به درد حناق مبتلا میشود !

و چه بد دردی است وقتی جوالدوزی سراغ منی را میگیرد که تا به حال تنها یک سوزن به خود میزدم...

سوزن برای مردم و جوالدوز برای من !

 باید خودم را آموزش دهم .باید همه گوش شوم در محضر استاد وتخصص چشم بگیرم . چرا که دیگر لزوم به درست کردن ابرو نیست. این قوه بصری ماست که کور شده

چشمها را باید درمان کرد کار دیگر از شستن گذشته  ...

پی نوشت :

1_جریان انحرافی یعنی همین دو و یا سه دسته گی موجود بین بچه حزب اللهی ها ! هدف هم  همین است !

2_این گزیده های رنگی  از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان به تارخ  16/5/91 برای مایی که حضرت آقا را قبول داریم و  هر دویمان میگوییم امام خامنه ایی، برای مایی که بچه حزب اللهی حسابمون میکنند اما حسابمون رو از هم سوا کرده ایم و برای پر کردن این شکافی که بینمون ایجاد شده است و برای زخمی که  دارد  فلج مان میکند مرهم است باشد که ضمادش کنیم...  

 _"لزوم شرح صدر سياسى در بين دانشجويان. اين ربطى به مسئولين و مديران دانشگاه‌ها ندارد...هيچ منافاتى وجود ندارد بين پايبندى دقيق و عميق به اصول و رعايت جهتگيرى دقيق، در عين حال داشتن شرح صدر و برخورد غير پرخاشگرانه‌ى با كسانى كه با فكر انسان همراه نيستند؛ بالخصوص در زمينه‌هاى سياسى."

_"خيلى از مطالبى، ابهامهائى، سؤالهائى كه امروز در ذهن نسل جوان ما در جريان است، در توضيحات مسئولين، اين سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ ابهامها و گره‌ها باز خواهد شد"

"از جمله مطالبى كه گفته شد، مسئله‌ى سايتها و وبلاگها و برخوردى است كه در محيط دانشجوئى با اينها ميشود. من اتفاقاً اخيراً يك گزارشى در اين زمينه خواستم و دريافت هم كردم. البته قوه‌ى قضائيه قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ كه اگر چنانچه بيايند در جلسات جوانها و دانشجوها شركت كنند و بشنوند و بگويند، احتمالاً بعضى از سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ ليكن من هم عقيده‌ام همين است كه در قبال اظهارنظرِ احياناً قدرى تند يك جوان دانشجو خيلى نبايد حساسيت وجود داشته باشد. فرق است بين آن كسى كه با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن كسى كه نه، از روى احساسات يك مطلبى را بيان ميكند؛ ولو ممكن است آن مطلب درست نباشد، يا آن نحوه‌ى بيان كردن را هم من نپسندم - كه حالا اگر ان‌شاءاللّه وقت شد، مطالبى در اين زمينه‌ها عرض خواهم كرد - ولى برخورد با اين جوانها، به نظر ما هم همين است؛ نبايد خيلى برخورد خشن و تند و آنجورى باشد.
 بايد با قشرهاى مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس كرد؛ اين در تصميم‌گيرى ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون كشور اثر ميگذارد."


_"يكى از دوستان دانشجوى عزيز گفتند كه به ما ميگويند پازل دشمن را تكميل نكنيد - اين از حرفهائى است كه بنده زياد تكرار ميكنم؛ پازل دشمن را نبايد تكميل كرد - ايشان ميگويند خب، پس انتقاد چه ميشود؟ انتقاد هم نكنيم؟ من اعتقاد ندارم كه نبايد انتقاد كرد؛ اتفاقاً در يادداشتهائى كه كردم - كه حالا ان‌شاءاللّه اگر وقت شد، عرض ميكنم - اصرار دارم بر اين كه جريان دانشجوئى و جنبش دانشجوئى موضع انتقادى خودش را حتماً حفظ كند. به‌هيچ‌وجه توصيه‌ى ما اين نيست كه شما انتقاد نكنيد. خب، چه كار كنيم كه اين انتقاد، تكميل كننده‌ى پازل دشمن نباشد؟ روى اين مسئله فكر كنيد. نه اينكه بگوئيم تكميل پازل دشمن كه يك امر منفى است، با لزوم انتقاد كه يك امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتيد؛ من انتقاد كردم، در همه‌ى دنيا نقل هم شد؛ اما هيچ كس در دنيا ادعا نخواهد كرد كه فلانى عليه نظام اسلامى يا فرض كنيد كه عليه تشكيلات مديريت اجرائى يا تقنينى كشور دارد اقدام ميكند. خب، شما هم همين جور انتقاد كنيد. بنابراين انتقاد كردن ميتواند به شكلى انجام بگيرد كه به‌هيچ‌وجه مقصود دشمن را برآورده نكند و به تعبيرى كه ما عرض كرديم، پازل دشمن را تكميل نكند."

_"گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى ميدهند، با نظر رهبرى مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح‌تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقيق به هر نتيجه‌اى كه برسد، آن نتيجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهى اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه‌اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائى يك مختصر كارشناسى‌اى داريم؛ اين نظر كارشناسى ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسى ديگر قرار بگيرد؛ خيلى خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كسانى كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمينه‌هاى فرهنگى، در زمينه‌هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما يك مختصرى سررشته داريم، يك قدرى كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسى. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولايت و اين حرفها به حساب نمى‌آيد و نبايد بيايد."
_"يك جاهائى احساساتى وجود دارد كه اين احساسات بايد كنترل شود."

"تصميمى كه بر اساس يك احساس گرفته بشود، يك مطالعه‌ى دقيق، موشكافانه و عالمانه پشت سرش نباشد، آن تصميم، لزوماً تصميم درستى نيست. گاهى اوقات تصميم، تصميم غلطى است."

_"بنابراين آرمان‌گرائى به‌هيچ‌وجه به معناى در همه‌ى زمينه‌ها پرخاشگرى كردن، برخى از واقعيات لازم و مصلحتهاى لازم را نديده گرفتن، نيست. مصلحت هم شده يك اسم منفور؛ آقا مصلحت‌گرائى ميكنند! خب، اصلاً بايد ملاحظه‌ى مصلحت بشود. هيچ وقت نبايد گفت كه آقا حقيقت با مصلحت هميشه منافات دارد؛ نه، خود حقيقت يكى از مصلحتهاست، خود مصلحت هم يكى از حقايق است. اگر مصلحت‌انديشىِ درست باشد، بايد رعايت مصلحت را كرد؛ چرا نبايد رعايت مصلحت را كرد؟ بايد مصالح را ديد."


"آرمان‌گرائى يعنى پايبندى به ارزشها و اصول و آرمانها و تأثيرگذارى و تأثيرناپذيرى از جهت مخالف و جبهه‌ى مخالف."

"هيچ منافاتى وجود ندارد بين انجام دادن وظائفى كه جوانى و آرمان‌گرائى به انسان ديكته ميكند، و بين ملاحظه‌ى مصالح مديريتى كشور، ملاحظه‌ى قانون، ملاحظه‌ى تدبير و درايت مديريتى در كشور. يعنى ميتوان آرمان‌گرا بود، به احساسات جوانى هم پاسخ داد و بر طبق اقتضاى جوانى و آرمان‌گرائى عمل كرد؛ در عين حال جورى هم بود كه با مصلحت كشور و با مصالح مديريتى كشور تعارض و اصطكاكى نداشته باشد. "

_"خب، در مسئله‌ى اخلاق، اين نكته را هم عرض بكنم  زيرا جزو اساسى‌ترين مسائل است - پرهيز از قول به غير علم، از غيبت، از تهمت. من خواهش ميكنم شما جوانهاى عزيز به اين مسئله اهتمام بورزيد. همين طور كه در زمينه‌هاى مختلف اهتمام به طهارت عملى داريد - به نماز اهتمام داريد، به روزه اهتمام داريد، به پرهيز از تعرضهاى جنسى اهتمام داريد - به اين مسئله هم اهتمام داشته باشيد. اگر چنانچه ما چيزى را به كسى نسبت بدهيم كه در او نيست، خب اين ميشود تهمت. اگر چنانچه چيزى را بگوئيم كه به آن علم نداريم؛ مثلاً يك شايعه است - يك نفرى يك حرفى را از قول يكى نقل ميكند، ما هم همان را دوباره تكرار ميكنيم - خب، اين كمك كردن به شايعه است، اين شايعه‌پردازى است؛ قول به غير علم است. "

_"يكى از لغزشگاه‌هاى بزرگ ما انسانها و افراد بشر، همين رقابتهاى بر سر پست و مقام و آبرو و اينهاست، كه آدمهاى گردن‌كلفت را گاهى به زمين ميكوبد"

_ "ما عرض كرديم افسران جوانِ جنگ نرم. اعتقاد من اين است - اين هيچ تعارف نيست - كه در اين ميدان، شماها افسريد؛ سرباز صفر نيستيد. شما جوانيد، ميدان مبارزه‌ى شما هم ميدان جنگ نرم است. امروز خوشبختانه جنگ نظامى نداريم؛ اگر يك وقتى جنگ نظامى هم پيش بيايد، باز پيشقراولهايش جوانهايند. امروز جنگ نرم مطرح است؛ نه امروز، سى سال است مطرح است. در جنگ نرم، آن چيزى كه بايد مورد توجه باشد، اين است: در جنگ نرم و جنگ روانى - كه جنگ روانى يكى از بخشهاى جنگ نرم است - هدف دشمن اين است كه محاسبات طرف مقابل را عوض كند. جنگ نرم مثل جنگ نظامى نيست. در جنگ نظامى هدف دشمن اين است كه مثلاً بيايد پايگاه طرف مقابل يا كشورِ مورد حمله را نابود كند و از بين ببرد، يا سرزمين را تصرف كند. در جنگ اقتصادى هدف اين است كه زيرساختهاى اقتصادى را از بين ببرد. در جنگ نرم، هدف اين چيزها نيست؛ اين چيزها گاهى وسيله است براى آن هدف جنگ نرم. در جنگ نرم، هدف آن چيزى است كه در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ يعنى اراده‌ى شما. دشمن ميخواهد اراده‌ى شما را عوض كند."

"اولاً معرفتهاتان را بالا ببريد. عزيزان من! سقف معرفت خودتان را، سايتهاى سياسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سايتهاى گوناگون قرار ندهيد؛ سقف معرفت شما اينها نيست

با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهيد مطهرى، با نوشتجات فضلاى بزرگى كه خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علميه حضور دارند، آشنا شويد"

_"نظارت و توجه به اوضاع كشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پيدا كردن واقعيت، همراه با انتقاد. قبلاً هم عرض كردم كه انتقاد هيچ اشكالى ندارد. نگاه منتقدانه هيچ اشكالى ندارد، منتها انتقاد درست؛ بى‌انصافى نشود. آدم گاهى مى‌بيند در بعضى از انتقادها، بى‌انصافى ميشود. حالا شما يك خرده تنديد و جوان هم هستيد و آدم خيلى هم توقع ندارد؛ اما آنهائى كه ريش و سبيلشان سفيد هم شده، گاهى اوقات انسان مى‌بيند كه بى‌انصافى ميكنند؛ در بيان كردن و گفتن و حرف زدن نسبت به اين و آن، بى‌ملاحظگى ميكنند. مراقبت كنيد بى‌انصافى نشود. بنابراين نقد مستمر، نظارت مستمر و متعادل بر اوضاع كشور، بر مديريتها، جزو كارهاى بسيار لازم است؛ البته بايد با عقلانيت و با مدارا همراه باشد، بدون افراط، بدون پرخاشگرى؛ اما نگاه نقادانه. به نظر من اين هم كار لازم ديگرى است."

_"عزيزان من! اساسى‌ترين قضيه هم اميد است. من به شما عرض بكنم؛ از جمله‌ى سخت‌ترين كارهائى كه عليه من و شما دارد انجام ميگيرد، اين است كه اميد را در ماها بميرانند. سعى كنيد اميد را زنده نگه داريد. هرچه ميتوانيد، شعله‌ى اميد را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه داريد. با اميد است كه ميشود پيش رفت. اميد هم اميد بيجا نيست؛ اميدى است كه واقعيتها كاملاً ما را به درستى آن نويد ميدهد."

20:30

ما دچار کمی خلل شده ایم
بچه های بد ِ محل شده ایم

از میانمار  ِ سوخته پیداست
در گالن های نفت حل شده ایم

سوره ها را کسی نمی فهمد
مست دنیایی از غزل شده ایم

excuse us please مسلمانان !
تازگی انگلیس عمل شده ایم

طبق اخبار واصله ، ما هم
عضوی از سازمان ملل شده ایم

عروسک های یک چشم المپیک!
برقصید و به هم گویید تبریک
زایون ها باشما کاری ندارند
هدف قلب میانمار است ، شلیک !


زهرا بشری موحد ... وبلاگ ساقیانه

پی نوشت :

+ سلاح مخفی ایران و بازوی بلند انقلاب اسلامی

شهید سید حسن آیت

آن یار کزو گشت‏ سردار بلند

جرمش آن بود که اسرار هویدا می‏کرد

+ادای دین به شهید حسن آیت (محمد حسین روزیطلب)

+ سنگ اندازی ها در برابر شهیدسید حسن آیت 

+شهید سید حسن آیت و چهره حقیقی مصدق السلطنه 

پی نوشت :

سخن از شهید آیت سخن از انقلابی است که یاران آن مظلومانه به شهادت رسیدند زیرا حاضر نشدند از محتوای اسلامی آن صرف نظر کنند.

سخن از راهی است که نمیگذارد "ایران اسلامی" را به " مکتب ایرانی" صرف ترجیح دهدیم ...

سخن از امتداد خونهایی است که برای اسلامی بودن ایران ریخته شد...

حق مسلم ما

۱.

ریس جمهورمان پشت تریبون سازمان ملل حاضرشد  و عده ایی که گویی سازمان ملل از آن  انهاست و  در سازمان ملل نیز  حق وتو دارند، از سالن خارج شدند !

آنها نمیخواستند احمدی نژاد باشد ، علی رغم این که ما میخواستیم او باشد و از حقوق ما سخن گوید !و این حق مسلم  ما بود !

آری !حق مسلم ماست ،زندگی بدور از جنگ ،حیات بدون خونریزی  ،در وطن و با پدری که از آرمیتا برای همین ها گرفته شد!

اول مرداد سالروز شهادت پدر آرمیتا  نیز خیلی ها آمده بودند و اگر هم خودشان نبودند از سوی خود نمایندگانی را فرستاده بودند !

حتی نماینده حضرت آقا ( به  قول ضمیر ناخودآگاه آرمیتا " بابا " ) هم بود  !

نماینده ایی که خیلی ها نخواستندباشد ، اما حضرت آقا بنا به " مصلحت بزرگ " ی که در کار بود اجازه ندادند که نباشد !

و البته آن بعضی ها هم که حضرت آقا درخواست کرده بودند نباشد حالا یک جورهایی با حق وتویی برای خود قائل است در این مراسم به نمایندگی حاضر است.

و بلاخره نماینده حضرت آقا آنروز  که پشت تریبون  حاضر شد  ، آن بعضی ها از مراسم و سالن خارج شدند. حالا نمیدانم ، به اعتراض از حضور او، و یا بودنش ، و یا این که چرا نباید نباشد !؟

و بر خلاف تصورش حساب پشت تریبون نشینی نماینده  آقا چونان او ، برای بیان فضائل و کرامات خویش و منیت ها نیست  ، بلکه آمده است که از همیت ها بگوید! از همت سربازان گمنام اما عصر (عج ) که هیچ کس نمیداند  آنها چگونه شبانه روز با خطرات بسیار  برای این مملکت سربازی میکنند جز رهبرشان! و البته حضرت ولی عصر (عج)

اما اینبار آرمیتا  نیز باید میدانست  که آنها به راحتی از کنار  خونی که در جلوی چشمان معصوم او آنهم با شش گلوله ریخته شد نگذشته اند !

حیدر مصلحی ،در مراسم گرامیداشت اولین سالگرد شهید رضایی نژاد اعلام کرد :" توانستیم عاملین اصلی ترور را دستگیر کنیم. "

۲.

 با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ساعات  کار  ادارات دولتی  در شهرستانها به ساعت 8.30  الی 1۳.30 و در تهران به 9الی ۱۴ تغییر یافت .

یعنی در ماه مبارک رمضان دیگر لزومی ندارد کارمندان ساعت صرف صبحانه را به اداره تشریف بیاوردند وبهتر است کمی بخوابند به جهت جبران زمان صرف سحری...

یعنی دولت هم با صبحانه خوردن و صرف وقت اداری جهت تناول صبحانه نه تنها رسما  کنار آمده و بلکه حقی هم به این جهت  برای کارکنان قائل است .

و البته برای من و همکارانم که ساعتی برای صبحانه خوردن در ساعت کاریمان  تعریف نشده و نیز رؤسایمان صبحانه خوردن در ساعات اداری را نیز  ممنوع کرده اند ، ساعت کاری همان 7 صبح الی ۱۴( و گاهی بیشتر )  باقی ماند .

اما ، روز اول کمی ناراحت شدم چرا که که حس میکردم ما هم کارمند دولتیم و این استراحت نیز حق ما هم هست .

فردای آنروز یعنی دوم رمضان از قضای روزگار مصادف شد با اولین سالگرد شهادت  شهید رضایی نژاد  و من از خودم بابت حقی که برای خود قائل بودم شرمنده شدم !

حق مسلم آرمیتابه بهای  بدست آوردن  حقوق ما اینگونه از دست می رود و من میخواستم در مملکتی که اینهمه کار دارد و آنهمه دشمن که سربازان رهبرم را اینگونه پرپر میکنند شبش که هیچ به روشنی چشم آقا  که ادعای سربازی اش  را دارم ، از کار بزنم و  روزها هم  بخوابم !

 + دانلود مستند بسیار زیبای " آرمیتا مثل پری"

+تصاویر منتشرنشده از شهید رضايي‌نژاد و آرميتا

جاوید الاثر

شهر آزاد شده بود . همه خسته بودند، پسرک در تاریکی حاج احمد را شناخت . آرام نزدیک شد. داشتند از آزادی شهر می گفتند و ازجشن ملت. پسرک گفت: بی خوابی این چند روز همه را کلافه کرده از امشب دیگر راحت می خوابیم
حاج احمد گفت :" بیا برویم بالا"

حاج احمد به پسرک با انگشت انتهای افق رو نشون داد و گفت:
"بسیجی اونجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا ، در انتهای زمین برافرازیم.
هر وقت پرچم را در آنجا زدی ، آن وقت بگیر و راحت بخواب"

سلام و درود بر چهار رزمنده گمنام " احمد متوسلیان" " سید محسن موسوی" " کاظم اخوان" و " تقی رستگار" که در 14 تیر 1361 توسط شبه نظامیان مسیحی متحد ارتش رژیم اشغالگر قدس  در لبنان ربوده شدند  و از گرد راهشان خبری نیامد...

پی نوشت :

هرکسی واسه خودش  سر در خونه  و مغازه وکوچه ش رو پرچم زده !

به "انتهای افق" نگاه کن !اونجاست که باید با هم ی پرچم بزنیم !

به انتهای افق نگاه کن...

الهم عجل لولیک الفرج ... عیدتون مبارک

 

گشت ارشاد (3)

به تعداد انگشتان میان حق و باطل  هم اگر به گشت ارشاد نیز سفر کرده بودید نمیگفتید" من از اصل با گشت ارشاد  مخالفم و با آن مقابله خواهم کرد " وگرنه چه فروانند عکس هایی که هر کدامشان به تنهایی برایتان چندین شاهد عادل شده اند تا در گوشتان ناحقیقت ها  را بخوانند!

انتخابات و عکس هایش را هر کس فراموش کرده باشد شما و نیروهای نظامی و بالاخص انتظامی هر گز فراموش نمیکنید.

چه بهتان ها زدند به  آنها به خاطر مقابله با آن چیزهایی که با شما نیز مقابله میکرد ، حال هم حقتان هست به" مقابله با گشت ارشاد "برآیید!

 به قولتان " هرچند ماه طرحی می‌گذارند و جنجال ایجاد می‌کنند و کشور را در یک ماجرایی فرو می‌برد که ما از بنیان با این مخالفیم."

راستی  پای صحبت بچه های نظامی نشسته اید که هر وقت از سوی شما طرحی هست و اجرایی ، تا چندین شبانه روز آماده باش اند !؟

 حکایت تحولات وطرح های بنیادینتان را فراموش نمیکنیم  که اگر برای شما زحمت داشت  و آوازه ، برای نیرو های نظامی بسیج و سپاه وپلیس نیز رحمتی به نام شهادت و گمنامی.

اگربرای عده ای، یک چیزهایی بر سر سفره شان آورد ، برای آنها جان از سر برد ،چونان که یک بار هم صدایی بر نیامد از سویشان... که " ما خسته ایم !؟"

میگویید طرحی مثل گشت ارشاد ربطی به شما ندارد ! و صد البته درست میفرمایید ، چرا که فرماندهی نیرو های مسلح تحت امر مقام  معظم رهبری (حفظه الله) است و نه دگر! ایشان در جریان جزئی ترین مسائل کشور هستند چه برسد به مسئله ایی با این وسعت شانتاژ و چه بسا جنجال بر انگیز! و اگر بنا به تذکری باشد راضی به زحمت شما نمیشوند ،فرمانده کل قوا دستور بفرمایند نباشد، از دستور کار حذف میگردد  ! 

 لذا  ایشان با مسئولیتی که به عنوان فرمانده کل قوا  نسبت به این امور دارند مطمئن باشید اگر به  فرماندهان ذیربط بگویند"بر خلاف مصلحت است  و موجب اختلاف و سرخوردگی میشود " و انجام نشود ، دیگر اجرا نمیشود !

پس حکایتی که میگویید رهبری هم نمیگویند و تذکر نمیدهند چیز دگری ست ! از یک سرباز هم بپرسید میگوید که  اقتضای سلسله مراتب بر این است.

والبته این دستور ها از جای دیگر است . فرماندهی ها قبلا شده و تذکر ها را قبلا داده اند.امیر شیعیان حضرت علی (ع)  1400 سال پیش اتمام حجت کرده اند که "  کسی که به عمل قومی راضی باشد، گویا که در آن فعل با آنها همکار است." و نیز در جایی دگر کلامی از امام باقر علیه السلام یافتم که میفرمایند : "منکر مثل آتشی است که اگر با نهی شما خاموش نشود، همه چیز را می سوزاند."

آن دانای به علوم  از عاقبت  قوم شعیب  نیز مارا بیم میدهد و میفرمایند :" "خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار را، شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند."

حال بگویید چرا !؟ مگر امام خمینی(ره) نفرمودند " از آنچه در نظر شرع حرام، و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشور اسلامی، و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود همه مسئول می باشند."

شما که مسئولید بگویید ،چرا کار به گشت ارشاد کشید ؟؟

گشت ارشاد (2)

امام باقر (ع) :

"کسی که جلو منکر را نگیرد همانند کسی است که مجروحی را در کنار جاده رها کند تا بمیرد."

امام خمینی (ره) :

"شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید، معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود."

از اول جلوی فساد را نگرفتید کار به جایی رسید که جامعه به فساد کشیده شد و آنوقت یک جایی به وجود آمد به نام " گشت ارشاد" ، به نام " پلیس امنیت اخلاقی"

اصلا وظیفه پلیس همین است ! یعنی وقتی جرمی واقع شد به میدان می آید !می آید تا جرم  زدایی کند!

فرهنگ سازی و جلوگیری از وقوع جرم مربوط به  دیگر سازمانها ست !و اول از همه وزارت فرهنگ و ارشاد !

دندانی را که مسواک نزدی خراب میشود ! نه همه اش، اول اندکی ! اگر به فکر ترمیمش نباشیم آن قدر خراب و خراب تر میشود که باید آخر آن  دندان را بکشی !

حالا که بزرگترها نتوانستند سالم نگه دارند !؟ نتوانستند به بچه بفهمانند که مسواک بزند ! مواظب دندانهایشان باشد ! رواست دکتر را سرزنش کنیم که چرا دندان خراب را میتراشی!؟

گشت ارشاد (1)

"گشت ارشاد "

 چه عبارت آشنایی !

 انگار قبل تر شنیده ام !

حتی قبل تر از اینکه گشت ارشاد باشد !باید فکر کنم ...

ارشاد  ، ارشاد ، ارشاد ، ارشاد...آهان یادم افتاد

 ی جایی داشتیم به نام... وزارت ارشاد !  

 

بابا

دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا

همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا

همین که زل زده بر چشم های غمگینم

نشسته در دل سنگر کنار آن آقا

همین که نیست که همبازی ام شود گاهی

اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما

همین که نیست كه کشتی بگیرد او با من

و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...

همین که نیست که با هم به مدرسه برویم

و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هرجا

همین که نیست که ما را مسافرت ببرد

شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا

همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !

همین که نیست کند کارنامه ای امضا

چرا زقاب تکانی نمی خوری ای مرد

چرا سراغ نمی گیری از من تنها

نگاه کن همه نمره های من عالی

نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !

به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد

و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا

نشسته بود پدر در کنار او با شوق

و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !

ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب

آهای مرد حسابی بگیر دستم را

کشید چفیه به چشمان ابری و باران ...

گرفت خودکار از دست کوچکش بابا !

 

پروانه نجاتی

پی نوشت :

خوشحالم که میلادمولای متقیان امیرالمومنین ع را با نام پدرم یکجا میاورم ! پدر یعنی همو که بر من آموخت ولایت را ! آموخت بابی انت و امی ای امام و مولایم

پدر یعنی ...( +)

در کل پدر اینقد معنی ها دارد که روز میلاد مولا ع به پدر بودنش تبریک میگویم ... 

 

فرزند شهید

کی گفته من بابا ندارم !؟

کور شود هرآنکه نتواند دید...

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته